
حضرت آقا اعلام جنگ کردند
حضرت آقا آرایش جنگی گرفتند و محدوده ی جنگ را دانشگاه ها معرفی کرده اند و افسران جوان این جنگ را دانشجویان دانستند ما کجای این جنگ هستیم

حميد داوودآبادي در خاطرات خود نوشته است
صبح روز هشتم تير ماه 65 بود كه يكي از بچههاي تداركات براي انتقال مقداري لوازم ، به دهلران آمد. با ديدن او،گل از گلمان شكفت؛مثل اينكه ميخواستند قبال سرقتي را به ما برگردانند. گفت: "من بايد مقداري لوازم جور كنم. احتمالا تا ظهر طول ميكشه، شماها فقط حاضر باشين كه تا گفتم،حركت كنيم.

ﻣﺘﻦ ﺳﺨﻨﺮاﻧﻲ ﺣﺎج ﺣﺴﻴﻦ ﻳﻜﺘﺎ در جمع دانشجویان بسیجی
"ﻳك ﻧﻔﺮ" در ﻣﻤﻠﻜﺖ اﺟﺎزه دارد اﻋﻼم ﺟﻨﮓ ﻛﻨﺪ! ﻓﻘﻂ ﻓﺮﻣﺎﻧﺪه ﻣﻌﻈﻢ ﻛﻞ ﻗﻮا. ﻓﻘﻂ «رﻫﺒﺮي» ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ اﻋﻼم ﺟﻨﮓ ﻛﻨﺪ. و دوﺑﺎر در ﻣﻤﻠﻜﺖ ﺟﻤﻬﻮري اﺳﻼﻣﻲ اﻋﻼم ﺟﻨﮓﺷﺪه اﺳﺖ. ﻳﻚ ﺑﺎر در ﻋﺼﺮ 31 ﺷﻬﺮﻳﻮر 1359 -ﺑﺎ اﻳﻦ روﻧﺪ ﻛﻪ ﺑﺮاﻳﺖ ﮔﻔﺘﻢ- و ﻳﻜﺒﺎر ﻫﻢ ﭼﻨﺪ وقت ﭘﻴﺶ آﻗﺎ اﻋﻼم ﺟﻨﮓ ﻛﺮد. ﺟﻨﮓ ﻫﻤﻪ ﺟﺎﻧﺒﻪ ﺗﻤﺎم ﻋﻴﺎرِ ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ دﺷﻤﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﻣﺎ ﺷﺮوع ﺷﺪ. اﻳﻦ ﻣﺴﺨﺮه ﺑﺎزي ﻫﺎي ﺧﻴﺎﺑﺎن ﻫﺎ و راﻫﭙﻴﻤﺎﻳﻲ ﻫﺎ را رها كن! اﻳﻦ ﻫﺎ را ﺟﻨﮓ نمي گويم، اﻳﻦ ﻫﺎ دود ﺟﻨﮓ اﺳﺖ. اﻳﻦ ﻫﺎ ﮔﺮد و ﺧﺎك رزﻣﺎﻳﺶ ﻗﺒﻞ از ﺟﻨﮓ اﺳﺖ. اﻳﻦﻫﺎ ﻳﻚ ﺗﻚ اﻳذاﻳﻲ دﺷﻤﻦ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺗﺴﺖ ﺑﮕﻴﺮد. ﻳﺎ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﺮد ﻣﻲ ﺗﻮاﻧﺪ ﺑﺰﻧﺪ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﺟﻠﻮ، ﻣﺤﺎﺳﺒﺎﺗﺶ ﻏﻠﻂ ﺑﻮد.

مصاحبه خيلي ساده و راحت و فقط با يك تماس تلفني هماهنگ شد. خبري از نامه و پيغام و پسغام نبود. تا گفتم حاج حسين مي خواهم درباره راهيان نور مصاحبه كنم گفت باشه فقط يك شرط دارد! پرسيدم چه شرطي؟ جواب داد...
در کارهای جهادی مهم این است که به دنبال چه چیزی هستید. خواهران و برادران من اگر در کارهای جهادی شرکت کردید و خدا هنوز در دل هاتان جایی پیدا نکرده است، درکارتان تجدید نظر کنید.








